|
نامِ
اين سايت يعني Linguism
را به
مفهومهايي
كه در زير
آمده است ميگيريم و با
اميد به هميارىيِ
شما
ميكوشيم بهتدريج
همهيِ اين
مفهومها را
به بحث بگذاريم |
Language Matters
or whatever Linguism
may stand for is what will be discussed with your help and contribution in this site |
|
زبانشناسى؛
زباننگارى؛
زباندوستى؛
زبانباورى؛
زبانكاوى؛
زبانآموزى؛
زبانآورى؛
زبانانديشى؛
زباندانى؛
زبانپرورى؛
زبانگسترى |
|
خلاصهيِ
مقالهها
رويِ
عنوانها
كليك كنيد و
اصلِ مقاله را
بخوانيد
|
فراخوان
به
فارسىنويسان
و پيشنهاد به
تاجيكان اين
مطلب در سالِ
1370با نيتِ
پرداختن به
مشكلاتِ
شيوهیٍ
نگارش و خطِ
فارسى نوشته
شد و در سالِ 1371
در مجلهیٍ
آدينه به چاپ
رسيد و موجبِ
تشكيلِ شورایِ
بازنگرى در
شيوهیٍ
نگارشِ خطِ
فارسى شد.
ضمنِ نزديك
به چهار سال
موجوديتِ
اين شورا
مقالاتِ
ديگري هم كه
عنوانِ برخي
از آنها را
در همين صفحه
میبينيد
نوشته و چاپ
شد. نگارنده
بر آن است كه
بقيه را هم به
تدريج در
همينجا
منتشر كند. حرفِ
آخرِ همهیِ واژههایِ
فارسى و عربى
و اروپايىی
زير هیِ
نمايشِ حرکت
است كه
مانندِ كسره تلفظ
میشود؛ به
سخنِ ديگر،
در همهیِ
اين واژهها e=ه است. نمايشِ
تلفظِ همهیِ
اين واژهها
نشان میدهد
كه، برخلافِ
آنچه در
كتابِ «دستور
پنج استاد»
آمده است،
كسرهیِ
پايانىیِ
آنها – و نيز هیِ
نمايشِ آن –
به
گاف تبديل
نشده است؛ از
همين رو برایِ
حذفِ آن از
نوشتار بايد
دليلِ قانعكننده
داشته باشيم –
كه نداريم. خانه xäne، بنده bande ، همه hame، قابله qäbele،
شحنه šahne،
حامله hämele، شامپانزه šämpänze، رفوزه rofuze، بیپروژه biprože خانهگى xänegi،
بندهگى
bandegi
، همهگى
hamegi،
قابلهگى qäbelegi،
شحنهگى
šahgine،
حاملهگى
hämelegi، شامپانزهگى mpänzegiäš، رفوزهگى rofuzegi،
بیپروژهگى biprožegi
در
فارسى
پسوندِ مند
فقط با اسم میآيد: بهرهمند، علاقهمند، گلهمند، دردمند، سعادتمند، دانشمند،
ثروتمند و میدانيم
كه انديش
اسم نيست، پس
آنچه
اينجا با مند
تركيب شده انديشه
است نه انديش،
ار همين رو يا
بايد بايد
شينِ انديشِمند
را مكسور
تلفظ كنيم يا
اين تركيب را انديشهمند
بنويسيم و
بگوييم. در شورایٍ
بازنگرى در
شيوهیٍ
نگارش و خطِ
فارسى
هنگامِ
بحث دربارهیٍ
شيوهیٍ
نگارشِ
ضميرهايِ
موسوم به
متصلِ ملكى،
نگارنده با
شكلِ كتابام،
كتابات، كتاباش، مخالف
بود، و
مخالفتِ خود
را به صورتِ
اين مقاله در شورا مطرح
كرد، اما
متأسفانه
نظرِ ديگر
اعضا جلب نشد. از
آن زمان
نگارنده به
احترامِ رأیٍ
جمع از شيوهیٍ
مصوبِ شورا پیروى
میكند، اما
مقالههايی
را كه پيش از
آن تاريخ
نوشته است به
شيوهیٍ
هنوزمطلوبِ
خود ارايه میكند.
به
نظر میرسد
كه باز هم میتوان
در اين باره
نظر داد. لطفاً
اظهارِ
نظرِ كنيد |
مقايسهیٍ
زباننگارى
با رسمالخط
و رسمِ خط و
دستورِ خط منظور
نه عربىزدايى
است و نه
اصرار در
واژهگزينى
به روشِ
متداول – كه آن
هم از جنسِ
عربىزدايى
است. فقط به
انگيزهیٍ
زبانكاوى و
نزديكتر
شدن به دركِ
درستی از
طبيعتِ زبان
و خط، و نيز
ارتباطِ
ميانِ اين دو،
واژهیٍ زباننگارى را
برابرِ رسمالخط يا رسمِ خط يا دستورِ خط میگيريم
و به مقايسهیٍ
آنها میپردازيم و
چشمدرراهِ
اظهارِنظرِ
زبانانديشانِ
علاقهمند میمانيم. در
دورانِ
سوادآموزىیٍ ما
فارسىزبانان
هرگز سخني از همزه
به عنوان يك
صامتِ معتبر
به ميان نمیآيد
و در فهرستِ
الفبا نيز
جايِ آن
معيّن نميشود.
حاصلِ اين
واقعيت از
جمله آن كه
حتا در
جلساتِ شورایٍ بازنگرى
چند جلسه
صرفِ بحث در
اين باره شد
كه آيا اين
صامت در
زبانِ فارسى
وجود دارد و
معتبر است يا
نه. در
آن هنگام
نگارنده
نظرِ خود را
به صورتِ يك مقاله
در اختيارِ
اعضايِ شورا
گذاشت. اين
ويراستِ
تازهيی است از
آن مقاله. زبانِ
فارسى هم
مانندِ
سايرِ زبانهایٍ
خويشاوند
به قدرِ
نيازش
استعدادِ
واژهزايى
دارد اما
نبودِ قاعدههايِ
معينِ
نگارشي و
نگراني از
امكانِ
بدخواندهشدنِ
تركيبهایٍ
تازه جلوِ
شكوفايىیٍ اين
استعداد را
گرفته است. اگر
واژههایٍ
تركيبى
سرِهم نوشته
شوند
خواندنشان
دُشوار میشود؛
اگر هم آنها
را جدا
بنويسيم
آغاز و پايانشان
تشخيص داده
نميشود؛
راهِ ميانه بیفاصلهنويسى
است كه يعني
حذفِ فاصلهیٍ
بينِواژهيى
و حفظِ شكلِ
اصلىیٍ پارههايِ
تشكيلدهندهیٍ
واژهیٍ
تركيبى. آبها
از آسياب افتاد
يا افتادند؟ استفادهیٍ
درست از
پاسخِ اين
پرسش يعني
بهره گرفتن
از يك ابزارِ
بيانىیِ
قدرتمند و
دقيق. اگر
پسوندِ /┞ست÷ن/
را به صورتِ استان و
همين پسوند
را وقتي كه به
ضرورتِ وزن /س┞ت÷ن/
تلفظ ميشود
به شكلِ ستان
بنويسيم
دركِ معنا و
نيز تلفظِ
همهیِ واژههايي
كه به اين پسوند
پايان میيابند
آسان میشود |